تو دهنی استاندارد
یه نفر هست که باید حالشو بگیرم
بعد از تو دهنی زدن استاندارد به طرف برمیگردم ![]()
تا ان موقع خدا نگهدار
نظر خواهی هم فعال هست پس هر چه دل تنگت میخواهد بگو
باج نمیدم
دوستم داری همینی که هستم
وگرنه به قول یکی از دوستان
.../
انقدر به قلبم نرسیدی که سیاه شد![]()
اینم از حرف امروزم
چتر دو نفره
عادت

هر روز کبوتر سفیدی به حیاط میامد
عادت داشت لب حوض بنشیند تا برایش دانه بریزم
من این عادت را دوست داشتم به این عادت عادت کرده بودم
تا یک روز او سر قرارش نیامد
چون عزیز از دست داده ای پریشان بودم
تمام کارهای ان روزم را با اشفتگی انجام میدادم
بخت سفید من ان روز نیامد
فردا هم نیامد ان هفته هم نیامد
هفته ها گذشت تا من عادت کردم به نیامدنش
ماهها و سالها گذشت
من عادت کرده بودم به اشفته گی های روزمره ام
امضا خانم ایکس
اینه داری؟
چهره های واقعی ادمها را باید چگونه شناخت؟
میخندیدم بدون اینکه خوشحال باشیم
احوال هم رو میپرسیم ولی در دل به یگدیکر حسادت و کینه داریم
ادعای دوستی داریم ولی در هر فرصتی که بتوانیم بهم پشت پا میزنیم
گاهی بد نیست در اینه به خود نگاهی کنیم
اول از خودمون شروع کنیم
؟
ای کوچه های بن بست
ای درهای بسته
گم شده ام در جاده ها ی تاریک
ای چشمهای خیس
ای قلبهای شکسته
مرهمی برای این قلبها باید پیدا کرد
میدانید از کجا؟
.
خانم ابکس
حرف امروز
هر چیز خوبی را اگر بهش نرسی
یه روز فاسد میشه
.
.
.
داره برف میاد
همین امروز بیشتر از این حرفی برای گفتن ندارم ![]()
بارون
بیرون بودیم که بارون گرفت .اول اروم بود خندیدیم شدیم مثل بچه ها
بعد بارون تند شد باز هم تندتر من میخندیدم تو لبخند میزدی
من میلرزیدم و تو مرا در میان بازوانت گرفته بودی جایی برای سر پناه نبود
دقیقه ای بعد هر دو خیس بودیم و من هنوز میخندیدم
یاد جوانی هایمان افتادیم که از خیس شدن نمیترسیدم
من دیگر نمیترسیدم چون تو در کنارم بودی و با من میخندیدی
امضا خانم ایکس
چرت و پرت
حالا انگیسی شو میفهمم و کلی میخندم ![]()
جالب که به عربی و اسپانیایی و پرتفالی و لیمویی و نارنجی وکلی زبونها
و رنگهای دیگه هم ترجمه میشه
تازه بعضی جاها هم کم میارن
تو ترجمه کردن
اخه میدونید که زبان فارسی یکی از کاملترین
زبانهاست بقیه پیشش به تعیظم میافتند.
در اخر بگم که هیچ کی نمیتونه مثل ما چرت و پرت بنویسه ![]()
البته با به غیر از نسیم جون
خانم ایکس میگویند:
میدونی مشکل کجاست
وقتی که من حرف میزنم تو فقط صدای خودت را میشنویی
از سخنان شایسته و بایسته خانم ایکس![]()
امضا خانوم ایکس
..................................
مهم نیست که چقدر میتوانی با قدرت ضربه بزنی مهم این است که بعد از
ان ضربه ای که خوردی بتونی به راهت ادامه بدهی
از سخنان شایسته و بایسته خانم ایکس
امضا خانوم ایکس
پس کی؟
عکسی ماندگار از قانونی که امروز باورکردنش اسان نیست
اندازه گیری فاصله زانو تا مایو شنای یک زن جوان
سال ۱۹۲۲
بر اساس قانون این فاصله نمیبایست بیشتر از ۱۵ سانتیمتر باشد
در تصویر بیل نورتون افسر پلیس درساحل واشگتن
در حال اندازه گیری است
پس
= ۱۹۲۲-۲۰۰۸
!
چقدر طول کشید؟
به در میگم دیوار بشنوه!
................................................
مثل همیشه میزنم از خونه بیرون .
چی میتونم بگم پیشش کم میارم .میدونم که درست میگه میدونم که من مقصرم میدونم که باید
عاقلانه رفتار کنم ولی نمیدونم چرا این غرور بی خودی منو اینقدر کوچیک میکنه ؟
خوب اگر حق با منه پس چرا روی حرفم پا فشاری نمیکنم و از خودم دفاع نمیکنم ؟
چرا باید راه فرار رو انتخاب کنم؟
خوب حالا با امدنم بیرون چی رو ثابت کردم ؟ این یعنی قدرت ؟این یعنی اراده ؟
چی باید اسمشو بزارم ؟
من خودم میدونم اشکال کار از کجاست .چرا راه حلی پیدا نمیکنم؟
مثلا در رو محکم کوبیدم بهم این معنیش اینه که زورم زیاده ؟
گاهی از مرد بودن خودم متنفر میشم.
...
امضا خانوم ایکس
...............................................
باز ربطش ندید به من و اقای Y
منظورم از در و دیوار هم اقایون بود![]()
بهترین و کاملترین
حالیت شد؟
برای گریه کردن شانه ای که مال تو نیست طلب نکن
شانه ای را بخواه که از اشک دیگری خیس نشده باشد
وگرنه میزنم تو سرت تا حالیت بشه!
از سخنان شایسته و بایسته خانم ایکس
امضا خانوم ایکس
عشق و اعصبانیت
|
عشق و اعصبانیت مرزی ندارد عشق را انتخاب کن وقتی مردی مشغول پالیش کردن ماشینش بود پسر ۴ساله اش سنگی برداشت خطهایی روی بدنه ماشین کشید. مرد که خیلی عصبانی شده بود دست پسر را گرفت و شروع به تبیه او کرد بدون اینکه متوجه باشد که اینکار را با اچاری که در دستش بود انجام میدهد در بیمارستان پسر به خاطرات ضرباتی که به دستش وارد شده بود انگشت خود را از دست داد پسر با چشمانی پر اشک از پدرش پرسید پدر کی انگشت من دوباره سر جاش در میاد؟ مرد با به خانه برگشت .در حالی که گریه میکرد بارها لگد به ماشینش زد ولی درد که او را ازار میداد پایانی نداشت. روز بعد مرد در نهایت ضعف دست به خود کشی زد پسرش بر روی ماشین نوشته بود 'LOVE YOU DAD'. |
ترجمه و خالاصه شده از روی یک متن انگلیسی...خانم ایکس
بالاخره این خائن دستگیر شد
...............................................................................
...............................................................................

بالاخره این خائن دستگیر شد
مونده سوپر من , بت من , هاک شکست ناپذیر
دراکولا رو نمیگیریم بهتره باشه بعدا مفید خواهد بود
میخوام هیپنوتزتون کنم
|
این عکس یکی از بهترین عکسهای آزمایش خطای دید است که تا بحال من دیده ام |

فرستاده شده از طرف اقای Y
يك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود ... صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد. چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد..»
مرد تصميمش را گرفته بود.. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
...................................
مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند. راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت. و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت.. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
....
.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
لطفا به من فحش نديد؛ خودمم دارم دنبال اون احمقي كه اينو براي من فرستاده مي گردم تا حقشو كف دستش بگذارم.
.
.
بله دیگه!!!

بده در راه ؟
یعنی اقایون هم بله
اینکار رو نکنی تو !!!!
باران
ببار باران که من در اشتیاق دیدن رنگین کمانم
اسمان ابی را
خورشید گرم را
امید یک روز روشن را
در دل میپرورانم
خودت خواستی
چرا قبول واقعیت سخته .این مقاومت برای چیه؟ ![]()
گاهی وفتها میگم استغفر الله صد قران در میون
اگر خدا از اسمون هم به زمین بیاد باز هم تو باور نمیکنی!
خیلی خوب خودت خواستی منو مجبور کردی به کاری که نباید میکردم !![]()
من خطرناک میشوم
















